|
امشب باز بی قرارم از نبودنت من اینجا مینویسم با دوستانم درد دل میکنم از تو ولی ای عشق من نو نمی فهمی که من بی تو چه میکشم از بی قراری زیاد سر کشیدم به پشت بوم اینجا کسی بهم نمییگی واسه چی داری گریه می کنی بهم نمیگه رضا بهونه گریه کردنت چیه اره عشقه من این روزا وا قعا تنهام .همش میگم ........کجاست یعنی میشه باز ببینمش باز از دور بهت خیره بشم تا خسته بشم ای عشقه من خیلی این روزا نگرانتم نگران ان چشمای مثل ماهت میترسم نگرونی درسات چشمات رو تر نکنه میترسم این شبا برات دعا میکنم که خدا کمکت کنه . امروز دوستم بهم گفت رضا بیا بریم یه دختر رو دیدم دختر خوبی به درد پسر خوبی مثل تو می خوره چهرهش تیپشم مرکست . بدون شک هم می دونم که تو رو رد نمی کنه یه نگه کوجیک به مهدی کردم گفتم مهدی مگه یادت نیست ارم گفت هیچ وقت از یادم نمیره بهش گفتم مهدی جان بهم گفت رضا جان بگو عزیزم بهش اروم زیر لب با بغز گفتم برو گفتم بو خودم سرم رو انداختم پایین امدم طرف خونه خدایا من به خاطر این که .......... رو دوست دارم نگاهم رو از هر دختری می دزدم 3 سال زندگیم رو همین طوری بایاد اون دارم سر میکنم فقط با یاد اون که اروم میشم
شب داشت بارون می امد. نم نم بارون تو ی کوجهای خالی از ادما چند تا ماشین کناره های خیابون پارک بود نم نمه های بارون از کنار تیر چراغ برق اروم اروم می گذشت و به زمین می رسد من هم تو احساسی ترین حالتم تو خیابون قدم می زدم قدم می زدم نم نم اشکام از چشمام می امد تو این حالت حسرت می خوردم که چرا ...........کنارم نیست , کنارم نیست تا دستش رو بگیرم بگم عشقم دوست دارم بهش بگم گلم فدات بشم کجا بودی تو این مدت که با فکرت بودم کسی با دلتت بازی نکرد با احساسات لطیفت کسی بد اخلاقی نکرد گلم بگو چطور بودی حالت تو این روزا از غریبه ها نگرفته اگه پیشم بود بهش می گفتم عزیزم دلم برات یک زره شده .ای کاش می تونستی درکم کنی هرکی میاد نوشته های که برات نوشتم رو می خونه اشک میریزه (تا حالا فکر کردین که پس من چی می کشم ؟؟؟ ) میگه معشوغت کجاست که بی اعتناست تو اون میون که قد م می زدم تو رو دیدم که داری می ای قبلم ان قدر بد میزد موقعه ای که تورو دید که داشت از جاش در می امد خیال من تو میون شب تو رو دید ده قدمیش دید. یه اشک ریز از چشم راستم امد بعدش یاد روزی رو افتادم که من رو دیدی و ندیده از کنارم رد شدی شکستم همون جا به خاطر همون خیال رفت کنار جدول نشستم تو خیالم با گریه کلی با هات حرف زدم یاد اون لحظه یاد لطیف تو اشکای رو از چشام میریخت که اروم ام میکرد . باهات حرف میزدم.... ................................................................................................. جواب هارو قطر های بارون می داد اسمون اون شب با من تاصبح گریه کرد همدم خوبی بود به قول دوستم (که برگشت گفت تا خالا ندیده بودم که پسر ها هم تا این حد عاشق بشن ) همه پسر ها عاشق میشن این حسه غریضیه که خدا تو دل همه ما ها گذاشته خدا کمک
سلام فرشته کوجولو
اولین عاشقی با عشقی که معشوغش تو خیلی شیرین بود . از پیغام های که برام اوردن هدف هات بزرگه برای زندگی انشالله که به همشون برسی گلم عشقه من برای خوش بختیت با دیگری شب روز دعا میکنم دعا میکنم غم نبینی . دعا میکنم گلم با مردت زدنگی ارومی داشته باشی دعا میکنم برای خوش بختیت که خوش بختی تو خوش بختی منه . فدات شم برو از دلم ای کاش می شد که فراموشت کرد ای کاش باز میشد زیارتتت کرد ای کاش لیاقتت رو داشتم / ای کاش لایقت بودم / ای کاش در حد اندازه های دختری مثل تو بودم دوست داشتنت زیبا ترین دوران زندگیم بود نگرانتم گلم با یادت خوشم عشقم فقط یه پسر خوب برای خودت انتخاب کن بزار با روی خوش از این دنیا برم شرمنده دوستان بازم از قبلا ها انرژی منفی بیشتر شد خوبه دل هر کی دنیای داره
. دوستم با کلی اسرار گفت رضا یه کم از جریان های عاشقیت رو بهم بگو گفتم امیر توصیف اون روزا برام سخته خیلی سخت شاید برای تو اروم کننده باشه ولی اون روزای فوق العاده سخت بود برای من . تموم شدم . خسته شدم الان هم با یادش خوشم اگه بهت بگم ائن روزا رو باز شبم صبح نمیشه داداش امیر گفت : اون یک زره ای رو که برام گفتی معنی عشق رو فهمید م . امین رو قسم دادم که خرییت نکنه عشق های امروزی منتظر یه اشتباه برای جدایین چرا جون یکی خوشگل تر دارن انسان ها تنوع........... اگه بار اولت باشه که کسی رو بخوای و اون هم چندمین برای تو سخته جدای ولی اون اون قدر راحت که نمی تونی تصور کنی . موقی که توهمه هوش حواست بهشه اون داره به یکی دیگه دست میده و شونه به شونه طرف راه میره موقی که من ........دوست داشتم و زندگیم رو صحبت تو خیال اون می گذروندم اون داشت فکر می کرد به ........ چه اسی بده دوران خیلی شکننده ای بود .د.ست داشتم کنارش بود .دستش رو می گرفتم و بهش می گفتم تا عبد و عبدییت یاهاتم گلم ولی اون اییندش رو با کسی دیگه داشت رقم می زد بی قرار از ندیدنش ولی اون . امیر اینقدر بس بودش داداش کوجولو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امیر:رضا پاشو بریم ببینیمش توروخدا اون همه از زیبایش گفتی می خوامم این فرشته زیبا که با این همه زیبایش با کسی دوست نبوده رو ببینم تورو خدا رضا پاشو پاشو دیگه خندیدم گفتم داداش کوجولو یادته چه قدر دیوانه وار غم غصه هاش رو می خوردم گریه می کردم به ارومی گفت اره داداش گفتم می دونی مدتی هست که دیگه اروم شدم دارم کار میکنم که کم رنگش کنم من هنوز با وجود عشق اون تو دلم .شبا با بی قراری می خوابم پلک تو پلکم نمی زارم تا نفهمم او خوابیده حس کنم که خوابه می تونم بخوابم به امیر گفتم امیر میشه دست بکشی از امدن من تو برو از راه دور ببینش جون بری زندیگ نمی تونی صورتش رو ببینی از دور سرش بالاست بری 30 قدمیش سرش رو می اندازه پایین سرم رو انداختم پایین با فکر کردن به ........از وسط پارک گذشتم (دیدار دوبارم .من رو .از قبلا هام دیونه تر می کرد ) احساس بی صاحاب رو باید پنهون کنم ازارم میده
امروز زیادفقط تون رو نمی گیرم وقت تاصحیح اشتباهات نگارشیم ندارم حرفام همه لحظه ای
خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه… دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچکی نباشه… نتونه به هیچکی اعتماد کنه… هر چی سبک سنگین کنه تا دردش رو به یکی بگه نتونه, آخرش برسه به یه بن بست … تک و تنها با یه دلی که هی مجبورش می کنه اونو خالی کنه … اما راهی رو نمی بینه سرش روکه بالا می کنه آسمون رو می بینه به اون هم نمی تونه بگه… خبری از آسمون هم ندیده مگه چند بار اشک های شبونش رو پاک کرده…؟! بهش محل هم نداده تا رفته گریه کنه زود تر از اون بساط گریه اش رو پهن کرده تا کم نیاره … خیلی سخته ادم خودش رو به تنهایی خوش کنه اما دلی داشته باشه که مدام از تنهایی بناله… خیلی سخته ادم ندونه کدوم طرفیه؟! خیلی سخته ادم احساس کنه خدا اونو از بنده هاش جدا کرده … خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درددل می کنی داره به حرفات گوش می ده یا … پرده ی گناهات اونقدر ضخیم شده که صدات به خدا نمی رسه…. ؟!
رفته ای اما…. به خیال خودت از خویشتنم کردی دور چنان چون روحی که در پایان سفر خود را به هجوم ناباوری های زمان سپرده بود آن که عاشقانه دوستت می دارد.
گاهی از غم می شود ویران دلم/کاشکی دلها همه مردانه قسمت می شدند روزگاریست که پیمان بسته با جان منی/خانه ات آباد باد ای غم که مهمان منی اگه میگفتی میخوامت،دلم دیگه غصه نداشت/شبا چشام خوابش می برد،نیازی به قصه نداشت ای مایه اصل شادمانی غم تو/خوش تر ز حیات جاودانی غم تو شمع روشنی هست که نورش تویی/ناامیدی است که امید فردایش تویی بر سنگ مزارم بنویس زیر این سنگ جوانی خفته است شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد/خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد به کویت با دل شاد آمدم،با چشم تر رفتم/به دل امید درمان داشتم،درمانده تر رفتم همه جا سرد و سیاه،رو لبام ناله و آه/سر من بی سایبون،نگهم مونده به راه اشک بهترین پدیده ی دنیاست ولی تا زیباترین چیزهارو از آدم نگیره خودشو نشون نمیده من آن گل پرپر شده ی دست زمانم/بر سنگ مزارم بنویسید جوانم نبض لحظه رو نگه دار نذار عشقمون بمیره/نذار ضربه های ساعت،منو از تو پس بگیره در این شبهای سیاه از غم/سپیدی عشق تو را می جویم دردا دلم گرفته از روزگار امشب/دیگر نمانده در دل صبر و قرار امشب روزگاری جاده ای بودم غرق تردد،جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمی شد باغبانی پیرم که به غیر از گلها از همه دلگیرم رنگ سال گذشته را دارد،تمام لحظههای امسالم وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند؟/از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند؟ عاشق خسته ام از عشق جدایم نکنید/جز همان عاشق دل خسته صدایم نکنید
یک جرعه از چشمان تو از من دلم را می خرد
خیره شدم به اون روزا به خاطرات خوبو بد غصه نخور دلم آخه از تو خطایی سر نزد آهای غریب بی وفا ببین چی آوردی سرم چطور میتونم عشقتو این روزا از یاد ببرم نگفتی از چی دلخوری دلت بهونه گیر شده نگفتی با کی دم خوری چشم تو از من سیر شده شبا خیال عشقی پاک رفیق رویای منه یه ذره شبیه تو نیست اون همه دنیای منه غریبه آهای غریبه بی وفایی دلم پره ازت خدایی چی دارم از تو جز جدایی دیگه نمیشناسی منو قلب تو مال مردمه اینکه میگم عاشقتم برای بار چندمه؟ دوست نداری دعا کنم یه روز به بن بست بخوری از یکی بدتر از خودت یه روزی رو دست بخوری راهتو کج کردی برو بی مهری اعلاج توئه هر کی که مهربونی کرد فکر نکن محتاج توئه گوشه ی خاطراتتم یادی ازم نکن برو میری تو از شرم چشام سرتو خم نکن برو
|
About![]()
سلام امیدوارم بتونم وقت کمی از زندگی روزانتونا با این وبلاگ کوچیکم پرکنم امیدوارم بهم نظر بدید و اشکالات کارمو گوش زد کنید ممنون قربان شما نسیم
Home
|